تازه، روزم كه بياد
تو تميزي
مث ِ شبنم
مث ِ صبح.
تو مث ِ مخمل ِ ابري
مث بوي ِ علفي
مث ِ اون ململ ِ مه نازكي:
اون ململ ِ مه
كه رو عطر ِ علفا، مثل ِ بلاتكليفي
هاج و واج مونده مردد
ميون ِ موندن و رفتن
ميون ِ مرگ و حيات.
شاملو
چرا اینقدر تنش
چرا اينهمه نگرانی
دوست قدیمی
در برابر هر پیشنهادی از من
حتی نیازی به دلیل هم نداشتی
اگر جوابت منفی بود.
گفتم که ما بزرگ شدیم
گفتم رفتار بالغانه
منظورم پذیرش یه همچین مساله هايي بود...
درسته که ما آدمهای متفاوتی هستیم
ولی من انقدر بدبين نبودم...
...............................................................................................
کار عجیبی کردم امشب
حرفهایی زدم که...
...............................................................................................
باقی حرفهایم را
حذف كردم
تا خاطره ي آن شب
هر چه بود
فراموش شود
همين
يك جفت چشم از من
يك جفت چشم از تو
يك جفت دست از من
يك خرمن گيسو از تو
شبي مرا مهمان كن
مهمان چشمهايت
و خرمن گيسويت
دست از من
دامن از تو
اصلان پاشا