تبليغاتX
از مـهربانـی ِ بـی دريــغ ِ‌ جــانت

 

نبودنِ تو
 
عمر مرا كوتاه نمی كند ولی
 
مردنم را طولانی می كند !

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مهر 1387ساعت 1:30 AM  توسط حسین  | 

 

رنج بردن

      دشوار

رنج بردن 
         
      بی عشق

           دشوارتر

دوست داشتن

         بی رنج
            
         در مرز ِ ناممکن

دوست داشتن

چه دشوار.


                 گونار  اِکه ‌لُف

 

- می خواهم برايت از شب هايی بگويم كه تمام نمی شوند...

 

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم مهر 1387ساعت 4:36 AM  توسط حسین 

 

خانه اش كوچك بود

تنهايی اش بزرگ

هوس رهايی داشت

آخر

يك شب

از بام خانه اش تا آسمان پريد

 

بخواهم ساده تر بگويم

تصميمش را كه گرفت

بی مقدمه

سرش را زمين گذاشت

و مرد


به او فكر می كنم، به زندگيش، به تنهايی اش.

فكرم به جايی راه نمی برد. غصه ام مي گيرد، درست نمی دانم چرا.

شايد به اين دليل كه حالا نبودنش، تنهاترم می كند.

يعنی انگار برای خودم غصه ام می گيرد و نه برای او

او مرد و همه ی غصه هايش مرد و همه ي نگرانی های اين سال هايش هم.


 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1387ساعت 10:9 PM  توسط حسین  |