سیاوش مرا به یک بازی دعوت کرده
باید از پاییز بنویسی و اولین روز پاییز آن را در وبلاگ ات قرار دهی
دعوت نامه ها باید قبل از مهر نوشته شوند
برای این بازی از همه دوستانی که وبلاگ مرا می خوانند دعوت می کنم:
ماهور، سمیرا، ف.ک، هلیا، پرومته، فرزانه، شینا و ...
من هم می گویم پاییز اتفاق مهمی است. راست می گوید سیاوش ...
تو مزرعه ای
من تراکتور
تو کاغذی
من ماشین تحریر
تو ترانه ای
من گیتار
من شبی گرم و مرطوب با باد جنوبی
تو زنی قدم زنان در ساحل به جستجوی نور
...
تو شهر منی
زیباترین، غمگین ترین
تو فریادی هستی برای کمک
تو کشور من
من،
پله هایی که به تو ختم می شود ...
« تو را دوست دارم چون نان و نمک، ناظم حکمت، ترجمه احمد پوری، نشر چشمه »
برای س . پورلر
زندگی
می گذرد مثل باد
آدم ها
مثل بادبادک ها